ناگفته های کربلا یی
آیا می دانستید که :
که حضرت زینب (ع) مادر دو شهید است . فرزندان نوجوان او محمد و عون از شهدای کربلا هستند .
روز
عاشورا زينب (س ) لباس نو بر تن عون و محمد كرد و آنها را از گرد و غبار تميز نمود
و سرمه بر چشمانشان كشيد و شمشير به دستشان داد، و آنها را آماده شهادت ساخت ، سپس
آن دو را به حضور برادرش حسين (ع ) آورد و اجازه خواست كه آنها به ميدان بروند.
امام نخست اجازه نمى داد، حتى فرمود: شايد همسرت
عبدالله خشنود نباشد، زينب عرض كرد: چنين نيست ، بلكه همسرم به خصوص به من سفارش
كرد كه اگر كار به جنگ كشيد پسرانم جلوتر از پسران برادرت به ميدان بروند.
زينب (س ) بيشتر اصرار كرد، سرانجام امام اجازه
داد، زينب آن دو را به ميدان فرستاده است .
آن دو برادر به جنگ پرداختند، سرانجام محمد به
شهادت رسيد، عون كنار بدن گلگون محمد آمد و گفت : برادرم شتاب مكن به زودى من نيز
به تو مى پيوندم .
محمد نيز جنگيد تا به شهادت رسيد، امام حسين (ع )
پيكر پاك آن دو نوجوان را بغل گرفت در حال كه پاهايشان به زمين كشيده مى شد آنها
را به سوى خيمه آورد.
عجيب آنكه بانوان به استقبال جنازه هاى آنها آمدند،
هميشه زينب (س ) در پيشاپيش بانوان بود، ولى اين بار زينب (س) ديده نمى شد، او از خيمه بيرون
نيامده بود تا مبادا چشمش به پيكرهاى به خون تپيده پسرانش بيفتد و بی تابى كند و
از پاداشش كم بشود.
آیا
می دانستید که :
در واقع کربلا سه تن از بانوان رشید، کاروان اباعبدالله الحسین(ع) به مبارزه با یزیدیان پرداختند. بحریه بنت مسعود خزرجى، همسر جناده و مـادر وهببنعبدالله کلبى به میدان جنگ رفتند که با فرمان امام حسین(ع) از میدان جنگ خارج شدند، اما ام وهب بنت عبد در میدان مبارزه به شهادت رسید.
«ام وهب دختر عبد» از قبیله نمربن قاسط، از زنان نادر و شجاعى بود که ضمن وفادارى به همسر خویش عبدالله بن وهب، شیفته امام حسین(ع) و از شیعیان خالص آن حضرت نیز به شمار مىرفت. شخصیتهایى نظیر این زن، نه تنها در تاریخ جهان، بلکه در تاریخ اسلام و شیعه که زنان فداکارى را در خود دیده، نادر و اندک است.
نقل شده است، چون در روز عاشورا عبدالله به میدان رفت، ام وهب نیز عمودى برداشت و به سوى همسر خویش رفت تا در کنار او بجنگد. عبدالله با مشاهده «ام وهب» در میدان جنگ، به کنار او آمد و از او خواست تا به سوى زنان کاروان بازگردد و کار جنگ را به مردان بسپارد. ام وهب در این حال شوهر خویش را گرفت و به او گفت: «تو را رها نمىکنم تا آنکه در کنار تو و همراه تو بمیرم.»
امام حسین(ع) که شاهد این همه عشق و علاقه بود به همسر عبدالله خطاب کرد: «اى ام وهب، از خداوند پاداش خیر به تو رسد، به سوى زنان باز گرد و در کنار آنان بنشین که جهاد بر زنان واجب نیست.» ام وهب چون این سخن را از امام حسین (ع) شنید، ناگزیر بازگشت.
او پس از بازگشت همچنان ناظر شجاعت و رشادت همسرش عبدالله بود. بعد از شهادت شوهرش، با شتاب به کنار جنازه او رفت و خطاب به عبدالله گفت: «همسرم، بهشت بر تو گوارا باد.»
چون مشاهده شجاعت و دلیرى و عشق ام وهب به امام حسین (ع) و راه همسرش ممکن بود برخى از کوفیان سپاه ابن زیاد را دگرگون کند، بنابراین شمر بىدرنگ به رستم، غلام خویش دستور داد تا عمودى بر سر ام وهب بکوبد و او را به شهادت برساند. رستم چنین کرد و بدینسان همسر عبدالله نیز کمى پس از شهادت شوهر، به شهادت رسید
سفر در دنیای زیبای اطرافتان ، سفربه کهکشان ها ، به درون اتم ها و یا حتی سفر به درون خودتان .